روانشناسی عمومی 

آیا مشکلات ته دارد؟

امشب می خواستم خیلی بنویسم.اما سوالی برایم پیش آمده که فایده ای دارد یا مثل لیوانی که پر آب شده و می ریزد.اما چه سود حداقل این سود را می توان برایش متصور شد که خالی می شود لبریز می شود اما وقتی لیوان لبریز شد وزنش بیشتر که نمی شود همان اندازه که جا دارد پر شود باید نگران باشد،نگران وزنش و نگران تا آن حد پر شدنش.وقتی لبریز شد حتی برایش بهتر است.چون آب لیوان را می شوید تمیز می کند،جلا می دهد و حتی توجه دیگران را نیز به خود جلب می کند.پس شاید انسان بتواند جای لیوان باشد و آب هم سختی ها و ناخوشی ها و توجه دیگران نیز می تواند توجه خداوند باشد پس می توان گفت هر که در این بزم مقرب تر است،جام بلا بیشترش می دهند.شاید!

پس با خود فکر نکنم که سختی ها تمامی ندارد بلکه باید فکر کنم آن آب جدید که می آید به پایین لیوان می رود و آن مشکلات قبل به بیرون لیوان می ریزد و لیوان را جلا می دهد و تمام می شود، جالب است!. چه خوب شد پس این معظل هم حل شد.وای کاش می توانستیم رها کنیم،درست مثل یک لیوان خالی.

درست عین این اتفاق در کودکی برام اتفاق افتاده بود در یک جای به خصوصی در بچگی یک لیوان در دست چپ و یک کتری آب جوش در دست راستم بود.آب کتری خیلی داغ بود و نگاهم به بیرون و داشتم آب را داخل لیوان می ریختم دیدم لیوان پر نمی شود نگاهی به بیرون انداختم دیدم لیوان ته ندارد و آب همین طور از لیوان رد می شود و روی زمین می ریزد ای کاش می توانستیم مثل لیوان که ته ندارد باشیم و مشکلات حتی بدترین را رها کنیم،بدون آنکه حتی فکرش را بکنیم.

از دیگر مطالب سایت دیدن فرمایید.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

5 + نه =